Author bio

Author Image

Nima Kohandani - book author

Nima Kohandani is the author of books: خیزش خاک (پادشاهی جهان، #1), وسوسه (مرزهای در هم شکسته، #1), طوفان مرگ (پادشاهی جهان، #3), نفرین بیوا (پادشاهی جهان، #2), مخمصه, رقص آتش (پادشاهی جهان، #4), طلوع تاریکی (پیشتازان و اربابان مرگ، #1), هفت (پیشتازان و اربابان مرگ، #2), رستاخیز تاریکی (پیشتازان و اربابان مرگ، #3), هزارتوی زمان (پادشاهی جهان، #5)

Author Signature

Author Books

#
Title
Description
01
یک پادشاهی به سردمداری اهریمن؛ در دنیایی که می‌شناسیم...

جهان در شرف جنگی بزرگ است. ابرقدرت‌ها منزوی شده‌اند و پادشاهی جهان به‌تدریج فرمانروایی جهانی خود را بنا می‌کند.

چهار مبارز از جنس چهار جادوی باستانی...

انجمن پاترا یگانه نیروی مقابل پادشاهی جهان، سال‌هاست که با آنان مقابله می‌کند اما اعضای پاترا تنها به هدف می‌اندیشند، وسیله هر چه می‌خواهد باشد.

ایزدان باستانی، جنگجویانِ نبردی نابرابر در زمان ما...

مانی، زامیاد؛ او را مبارز خاک می‌نامند.

خاک‌های اهریمنی می‌خروشند و مبارزه از ایران امروز آغاز می‌شود...
02
وسوسه...

داستان سیاوش امروز است؛ سیاوش زمان ما. پسری ایرانی در دنیای امروز که اتفاقاتی را که برای سیاوش رخ داد، تجربه می‌کند.

از "وسوسه" بگیر تا جنگ و جدالی مدرن؛ هرچند با موجوداتی باستانی در دنیای امروز.

کیا؛ پسری هفده ساله است که مورد انتقام "بانو" قرار می گیرد. زنی با دلی پرکینه از پدربزرگ کیا که سمتی رده بالا در یک باند قاچاق جنسی دارد و حالا به ایران آمده؛ با اسم و گذرنامه ای متعلق به شخصی دیگر.

آمده، کارش را کرده و حالا در حال فرار است. او کیا را آلوده کرده، آلوده به "بیماری لاعلاج و کشنده‌ای" که تنها از طریق رابطه‌ای پلید انتقال می‌یابد...

و حالا کیا، در حالی که لحظه به لحظه به مرگ نزدیک می شود، خبردار می شود که شاید راه نجاتی برایش باشد؛ با سفر به گذشته... با دیدار سیاوش، شاهزاده ایران زمین.

و آنجا درگیر ماجراهای فراوان می‌شود و "وسوسه‌ی سیاوش" را نیز از نزدیک می‌نگرد... تجربه‌ای آشنا و پر زجر و درد.
03
جهانی به‌هم‌ریخته و پرآشوب...
پادشاهی جهان قدرتمندتر از همیشه صحنه را در دست گرفته است و تنها رقیبش رو به فروپاشی است.

حاکمیت شرارت و تباهی...
لوکی، ایزد شرارت اسکاندیناوی، سودای رهبریِ ایزدانِ باستانی تمدن‌ها را در سر می‌پروراند...

چهار مبارز با نقش‌های گم‌شده...
سومین مبارز بر سر دوراهی است؛ همه چیز به او بستگی دارد؛

مبارز سوم تصمیم خواهد گرفت: او طوفان است و مرگ.
04
وقتی تاریکی و تباهی به‌ تدریج جهانِ خاکی را درمی‌ نوردد؛ وقتی نور اُمید تنها تک شعله‌ ای می‌شود در جهان آدم‌ ها؛
و وقتی پادشاهی جهان، تمام معادلات جهان را بر هم می‌ ریزد... تنها اُمید انجمن پاترا به چهار جلودار برای مبارزه‌ ی نهایی است.
چهار مبارز از جنس چهار جادوی باستانی، باید انتخاب کنند و تصمیم بگیرند.
آمایا، مبارز آب دومین مبارزِ این راه است اما تصمیمش را گرفته؛ پادشاهی جهان او را آموزش می‌دهد و برای نبرد پیش رو آماده‌اش می‌ کند. نبردی که در آن باستانی‌ ترین ایزدان ژاپن، ایزاناگی و ایزانامی، رهبری را بر عهده دارند.
این مبارزه به نفع کدام یک تمام خواهد شد؟ پادشاهی جهان یا انجمن پاترا؟
05
باد سرد از وزیدن افتاد و اثری جز بلورهای کوچک یخ که به پوست فرامرزخان چسبیده بودند، باقی نگذاشت.
یک جفت چشم سرخ جلو و جلوتر می‌آمدند و بعد پیکری افراشته و دوبرابر بلندتر از فرامرزخان، از میان تاریکی پدیدار شد، هیبتی یکپارچه تاریک که ردایی تیره بر خود داشت و این ردا تجسمی به او بخشیده بود، تجسمی که بی‌شباهت به پیکر انسان‌ها نبود. فرامرزخان جز آن ردا و تاریکی و چشمان سرخ چیزی نمی‌دید. آنگاه ناگهان از زیر ردا جسمی شبیه دست بیرون آمد، پنج انگشت دراز و خمیده، به سرخی آن یک جفت چشم و ناخن‌هایی تیز که هر کدام به خنجری می‌مانست. دست جلو آمد و بر شانه‌ی فرامرزخان جای گرفت...
07
پنج جوان از نسلی نابود شده...
پادشاهی از سرزمین بالا...
هدایتگری خاموش...
هفت پادشاه چیره شده بر مرگ...
نبردی بی‌پایان میان تاریکی و روشنایی...
و قیامی وهم آور از سوی نابودگران آدمیان.

جلد اول از سه‌گانه‌ی پیشتازان و اربابان مرگ
08
پیشتازان به قلمرو آسمانی بازمی‌گردند اما بدون یکی از یارانشان. در سوگ یار خود می‌سوزند و مقصر آن را فرمانروا و شورای قلمرو آسمانی می‌دانند اما خیلی زود دست تقدیر بازی دیگری برایشان رقم می‌زند. یاران جدید به آن‌ها ملحق می‌شوند و در مقابل، اهریمن نیز نیروی جدیدی به کار می‌گیرد. پیشتازان این بار باید با بانیان مرگ رو در رو شوند... در حالی که شعله‌های آتش از خاکستر اتحاد سربر می‌آورد...
09
“سرانجام زمان نبرد نهایی فرا می رسد؛ یاران طلوع رهسپار سرزمین اهریمنی اربابان مرگ می شوند. خوبان می‌میرند، در مقابل یاران تاریکی نیز کشته می شوند.

اهریمن تمام نیروهای خودش را به کار بسته؛ ووهون ها؛ نژاد نخونخوار و وحشی. مردگان زندگی یافته که تنها غریزه ی کشتن دارند. فرگ ها؛ موجوداتی اهریمنی بالدار. اژدهایان استخوانی. بانیان مرگ، اربابان مرگ و دیگر نژادها. اما مهم تر از همه، قلب تپنده هر پنج بخش سرزمین تاریک اربابان مرگ. وینلارگ، گراسپ و سه بخش دیگر سرزمین، هر کدام نیرویی نهفته در خود دارند که هیچ نیروی فیزیکی با آن ها برابری نمی کند. تنها یک راه وجود دارد؛ حضور پیشتازان. اما هیچ تضمینی برای بازگشت از هر نقطه نیست. ظلمت مطلق قلپ تپنده هر سرزمین است.

خیانت ها آشکار و قهرمانان پیدا می شوند. انسان های باستانی به یاران طلوع ملحق می شوند و مرگ یکی یکی قهرمانان را از پا در می آورد. از سوی نبردی داخلی، جنگ قدرت در سطوح بالای قلمرو آسمانی شکل می گیرد.

و عشق… سرنوشت خیلی چیزها را رقم خواهد زد.”